تبلیغات
رمان تو رمان - اینم از قسمت سوم رمانمون

اینم از قسمت سوم رمانمون

جمعه 26 شهریور 1395 10:45 ق.ظنویسنده : SY.81

 
خب چون خیلى یکى ازبچه ها به ما لطف داشت
(منظورم انا جونمه)
به افتخار وجود اون این قسمتو میذارم
ولى این قسمت بسى کم است
اگه نظر بدید به ثابت 
همون قدر به وبتون نظر میدم
فعلا
سخت مشغول بازى بودیم.2:4 به نفع اون.  تا حالا هیچ حرکتى از خودم نشون ندادم که هویتم رو مشخص کنه ولى اگه همین جورى با همین راکت ادامه بدم باختم حتمیه. پس اجازه ى یه وقت استراحت گرفتم وراکت ریوما رو با راکت خودم تعویض کردم. انگار هنوز متوجهش نشده. شایدم ...
شایدم منو این راکت عجق وجق رو به دست فراموشى سپرده. از این فکر بغضى به گلوم چنگ زد ولى فورا مهارش کردم.  نباید جلوى یک مشت پسر از خودم ضعف نشون بدم. سرویس زدم. هی چ کدوم از سرویس هام رو جواب نداد. حتى وقتى نوبت سرو خودش بود هر هشت هاش به اوت رفت.
با این که تک تک سلول هام نگرانى رو با تمام وجودشون فریاد میزدن من تنها به گفتا یک جمله اکتفا کردم:
- حالتون خوبه؟؟؟
- تو... تو...یاسى...تو یاسى هستى؟؟؟ این حقیقت داره؟؟؟

آخرین ویرایش: دوشنبه 29 شهریور 1395 09:24 ق.ظ