تبلیغات
رمان تو رمان - اینم از قسمت چهارم

اینم از قسمت چهارم

دوشنبه 29 شهریور 1395 09:14 ق.ظنویسنده : SY.81

 
خب این قسمتو
فقط به افتخار فاطمه زهرا جونمو
یوناى عزیز
اپ کردم
برید به جونشون دعا کنید چون حالا حالا ها نمیخواستم
بقیه رمانو واستون بذارم
در جریان باشید بخش اول رمان سیزده قسمته که من تا اون قسمت
نوشتم رمانو
پس اگه نظر بدید
میتونید زود تر رمانو بخونید
فعلا
وقتى اسمم رو صدا زد قلبم داشت مى اومد تو دهنم راکت از دستم افتاد تمام تنم سرد شد رنگمم شد عین گچ رو دیوار سفید سفید.ریوما سریعا خودش رو به من رسوند.
- یاسى یاسى
اشاره کردم که منو از اونجا ببره
- حالت خوبه دختر چرا با خودت اینکارو میکنى بازم قرصاتو فراموش کردى بیا بریم
و منو از اونجا دور کرد و یه جایى پشت ساختمون رو یه صندلى نشوند.
- اون...منو شناخت
- پ ن پ میخواستى نشناستت با اون راکت عجیب غریب؟
- ولى من فکر میکردم فراموشم کرده
- کاپیو فراموش اون حتى لگدى رو که به شکم مامانش کرده رو یادشه
- اخه پسرم مگه میشه مگه داریم
- باشه باشه اصلا تو خوبى تو ماهى فدات بشه الهى
- دیوونه
- تو انگار یه دقیقه به من ناسزا( چه بچه با ادبیه قربونت دادا ) نگى روزت شب نمیشه هان؟
- بهتره بریم دیگه شک میکنن.
- به چى؟؟؟
- به اینکه واس قرصا نبوده
- خانومى نمیخواى به مام بگى داستان از چه قراره؟
- داستاااااان!!!! ما اینجا داستان ماستان نداریم
- بابا میگم حالا که فهمیده میخواى چیکار کنى؟
- فعلا که میخوام با یکى رفیق شم.
- چى؟ با کى؟
- با تو شماره بدم؟؟؟؟

آخرین ویرایش: دوشنبه 29 شهریور 1395 09:25 ق.ظ