تبلیغات
رمان تو رمان - با قسمت پنجم امدم
رمان تو رمان
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : SY.81



نویسندگان
SY.81 (15)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
سه شنبه 30 شهریور 1395 :: نویسنده : SY.81
اىن قسمتو تقدیم میکنم به اجیه عجولم
ریوجى عزیز
فکر کنم اندازش مناسب باشه دیگه
پس فعلا
- فعلا که میخوام با یکى رفیق بشم
- چى؟ با کى؟
- باتو. شماره بدم
- معلومه دارى چى میگى تو
- منظورم کاملا روشن و واضح بود
- یعنى چى؟ 
- میخوام وقتى منو تو رو با هم میبینه زجر بکشه
- ولى با این کار خودت که بیشتر زجر میکشى
- من مهم نیستم مهم اونه که بفهمه وقتى دوستش رو رها میکنه دریغ از یه زنگ یه ایمیل یه نامه یه - - همچین چیزى رو هم در انتظار داره
- ولى فکر نکنم اون هیچ سعیى بکنه شاید عذاب بکشه ولى هیچ کارى نمیکنه
- تو نمیشناسیش اون نمونه ى کامل یه ادم دو شخصیتست درست مثل تو
- باشه اگه فکر میکنى کارت نتیجه میده من هستم
- ممنون دادا میدونستم کمکم میکنى
- خواهش بریم دیگه
- اره بریم که الان واسمون فکراى خاک بر سرى میکنن
- بى ادب کوچولو
- بابا به چه زبونى بگم من کوچولو نیستم
- چرا چرا هستى
و بیب دماغمو کشید
- آخ آخ مرض دارى مگه
- عیب نداره بزرگ میشى یادت میره دختر کوچولوى من
- اوا مگه توBF ام نبودى چطورى شدى بابام؟ دارى حرفاى 18+ میزنیا.
- شکر خدا نه من 18+ام نه تو
- پس در و تخته خوب جوره
- آخ اگه بدونى چه جورى جوره

و خنده کنان وارد زمین شدیم. با این که نگاه هاى معنى دارش روم سنگینى میکرد ولى باتمام سعیم خیلى خونسرد گفتم:
- ببخشید گاهى اینطورى میشم ولى مثل این که حال شما زیاد خوب نیست. چیزى شده آقاى..آقاى؟
ریوما:تزوکا...مربى تزوکا
- تزوکا؟؟؟!!! شما با اقاى تزوکا کونیکازو نسبتى دارید؟؟؟





نوع مطلب : رمان بازگشتى دوباره عشقى ناتمام، 
برچسب ها :


 

جلوگیری از کپی کردن مطالب

ابزار وبمستر

ابزار وبلاگ

پشتیبانی